سفر، و حالی که باید بهتر شود... اما شاید بهتر، معنایش در سفر نیست در درون ماست...

و ما همواره به دنبال چیزی می رویم که به آن نمی رسیم...

بگذریم... لبخند لب ها، و اشکِ چشم ها، در تطابق یک انتظار، اتفاقی که در عمق وجودت می

 خواهی جایی را پر کند که حس می کنی خالی تر از همیشه است...

احساس می کنی در برهوتی که درون تو ست گام بر می داری...

و امروز هم می گذرد...